بازی فلش Sonic نسخه The Edge

این هم بازی زیبای  فلش سونیک نسخه The Edge (حاشیه) که شما رو به بازی کردن اون دعوت می کنیم…

دانلود بازی در ادامه …

به خواندن ادامه دهید

مصائب تشنگی ، شیر آبی که از داشبرد بیرون زده!

سلام . خیلی مدت بود که جای یه پست از شهر عزیزمون رشت خالی بود. امروز برای انجام یه کار اداری سوار یه ماشین پراید شدم تا به یه جایی برم. خوشبختانه صندلی جلود نشتسه بودم ولی هر چقد ر که به داشبرد نگاه می کردم اصلا باور نمی کردم چیزی رو که می دیدم! یک شیر آب خوری از داش برد راننده زده بود بیرون! ای وای مگه جلو خنده رو می شد گرفت. از این راننده خلاق خیلی حال کردم به همین دلیل براتون دو تا عکس از این شیر آب گرفتم که حسابی جزئیات کار دست تون بیاد: (روی عکس ها کلیک کنید تا اونها رو در اندازه واقعی ببینید)

واقعا باید جای من بودید تا واقعا حیرت می کردید! چیز جالبیه ها اگه مسافر تشنه بشه راحت می تونه یه لیوان یه بار مصرف ورداره و آب بنوشه! ای ول همشهری!

راستی اگه کسانی هستن که تو رشت زندگی می کنن اگه تمایل به ارسال عکس به ما دارن با ما تماس بگیرن. مرسی

آخه شما زحمت می کشید!

سوار ماشین شدیم. از میدان … سوار تاکسی شدم. وسط نشسته بودم. کم کم داشتیم به شهرداری نزدیک می شدیم . دست کردم جیب شلوار ام و یک عدد 200 تومانی به راننده تحویل دادم. بعد از مدت کوتاهی که بقیه
پول خرد رو به هم برگردوند ، افسر راهنمایی رانندگی که بقلم نشسته بود ، تازه پست اش تمام شده بود ، دست
اش رو دراز کرد و 200 تو مان به راننده داد. راننده از گرفتن پول خود داری کرد . خلاصه از افسر اصرار از راننده انکار.
گفت : آخه چرا نمی گیرید؟!
راننده گفت : آخه شمـــــــا زحمت می کشید…
آخر هم پول رو نگرفت… با خودم توی مسیر فکر کردم مگه ما زحمت نمی کشیم؟ مگه دو نفر مسافر دیگه
زحمت نمی کشن و اون پول رو به اون راننده تاکسی نمی دن؟ فقط افسر های راهنمایی رانندگی هستند که
زحمت می کشن؟؟ اون هم که بعضا می رن کنار میدون و آب آلبالو می زنند تو رگ؟؟ فقط اونا زحمت می کشن؟
یا آقای «راننده تاکسی » شما دنبال پارتی می گردید؟ یادمه که یکی از همکارای شما وقتی که جریمه شده بود
خوب به خانواده افسر ابراز احساسات می کردید حالا می گید زحمت می کشن ؟ اگه همون افسر یه روز جریمت کنه بازم زحمت می کشه؟!آره جون عمه ات.
خلاصه خیلی به هم بر خورد. واقعا این راننده تاکسی ها رشت که مادرزاد طلب کار بدنیا اومدن و بد دهن ترین
آدم ها اغلب تو شون پیدا می شه ، یک ذره درک ندارن، یک ذره بینش ، یک مثقال منش!!
تو راه علاوه بر فکر کردن بر این مسائل ، یاد هفته پیش افتادم که بازم راننده تاکسی از افسر راهنمایی رانندگی
کرایه نگرفت.
خوبه که ما هم بریم یه لباس افسر تقلبی بپوشیم تا دیگه به این بی چشم رو ها (اغلب بی چشم رو ! نه همه) کرایه ندیم! از وقتی که راننده تاکسی ها ی رشت شدن مافیا و سهمیه بنزین شون رو لیتری 500-600 به مایه دار ها و بد بخت ها می فروشن دیگه نیازی به جون کندن و مسافر کشی نیست که هست؟» چه کاریه داداش مسافر کشی؟! نصف شب می ر یم پمپ بنزین با کارت سوخت مون و لیتری فلان تومان کرایه می دیم دیگه»
خوب بله دیگه همین شده که دیگه تاکسی توی خیابون کم شده و اگه گیرت بیاد یا دربست می برن یا با چشم هایی که از تعجب از کاسه دراومده می بینی که یک تاکسی خالی توی چهار راه گلسار تو رو سوار نمی کنه
و مجبور می شی صندلی جلو به همراه یک مسافر دیگه دوتایی جلو بشینید و، وقتی که پرس شده ، شهرداری
پیاده شدی آقای راننده «بی تفاوت» رو ببینی که توی خط شهرداری – گلسار با رفقا «کل ِ گب » می زنه و
تو باید بغض ات رو بخوری یه آب هم روش. و می ماند یک چیز…

نظارت کشک ، اداره تاکسیرانی کشک ، ارزش ها کشک
و چه خوش مزه است وقتی می شنوی :
آشه کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته

رقابت کدبانو و ساق دوش

فکر کنم دیگه همه توی رشت شیرنی فروشی کد بانو رو می شناسن. قدیم ها که هیچ مغازه ای توی مسیر چهار راه گلسار – راهنمایی رانندگی نبود

، هرکی که شیرینی با کیفیت می خواست
می رفت شیرینی سرای کدبانو. یادش بخیر بچه که بودیم با مامان (!) می رفتیم سیا باغ (خوب الان به هش می گن بوستان ملت و لی ما هنوز به هش

می گیم سیا باغ چون وقتی بچه بودم کلی اونجا خاطره داشتم!) یه یک و نیم کیلو مامان شیرینی زبون می گرفت ، میو مدیم و خونه و با خواهر ام
دخل شیرینی ها رو میابردیم. گاهی اوقات که مامان موقع عصرونه با چایی تو خنکای بعد از ظهر تابستون یهو یه تیکه کیک (والله اسم اش رو نمی دونم

ولی چند لایه نون روغنی بود که لاش یه چیز
تو مایه های ژلاتین بود) می زاشت جلومون ما هم می خوردیم و زل می زدیم به جعبه کیک کدبانو! یادش بخیر ظهر های تابستون…

kad1.jpg

چند سال بعد تر ، درست با چند متر فاصله یه شیرنی فروشی دیگه پیدا شد که او را «ساق دوش » می نامیدند!!!

خوب ، این دیگه واقعا مشخصه که نون کد بانو آجر می شد! قسمت اعظم مشتری های کدبانو رو
ساق دوش قاپید و من فقط فکر می کنم که بعضا مشتری های قدیمی با توجه به اینکه ساق دوش شیرینی هاش رو با کیفیت ای خدا وکیلی بالا می

فروشه خوب معلومه دیگه بین کیفیت بالا و بالاتر (!) کیفیت بالاتر انتخاب می شه! نه؟!

اما کدبانو دست رو دست نزاشت و کیفیت اش رو بالا برد. به نظر من با شیرینی هایی که الان کدبانو
می فروشه نسبت به قبل اش بسیار بهتر شده. ولی وقتی که شیرینی های ساق دوش رو هم می خوری نمی دونی کدومش رو به عنوان بهترین

شیرینی انتخاب کنی!

به نظر من مردم رشت اگه به چهار راه گلسار برای خرید شیرینی برن ، بیشتر متمایل به امتحان کردن ساق دوش دارن تا کدبانو ، با توجه به اینه
همه کدبانو رو می شناسن و تجربه اش کردن، چون قبل از اینکه من بدنیا بیام فکر کنم کدبانو اونجا بوده و شیرینی می فروخته!
یه تجربه خیلی عالی از کیک یزدی پخت ساق دوش رو هم داشتم ، کیفیت اش خوب بود ، جاتون خالی یه ظهر بهار بوده و دبیر کلاس […] من رو
جریمه کرده بود که باید بچه های کلاس رو(حدودا 12 نفر) به کیک یزدی مهمون کنم یکی دیگه که هم دست من در اون جرم بوده(!!) آبمیوه آورد ،
من هم قلکم رو شکستم و کیک یزدی رو رفتم از ساق  دوش  خریدم . اومدیم کلاس با بچه ها شیرینی رو زدیم تو رگ ، با آبمیوه واقعا چسبید و چند دقیقه

بعد از ضیافت با بچه ها زیر باد کولر باد بازی می کردیم!!!!، خوب تعریف و تبلیغ
نباشه!! ولی خدایی با حال بود!!!:)

kad2.jpg

حالا این همه مدت گذشته و (من فکر می کنم!) کدبانو داره مشتری هاش رو از دست می ده ، چون درسته که کدبانو کیفیت شیرینی هاش پایین

نیومده و بالاتر رفته ولی در عین حال ساق دوش شیرینی هاش رو به طرز عجیبی تازه و باکیفیت تر می فروشه ، و تقریبا می شه گفت که جمعیت ای

از رشت فقط می رن شیرینی اون رو می خرن…

حالا با خودتون حتما می گین چرا من اینا رو نوشتم؟ آخه مادرم باز هم رفت از کدبانو شیرینی خرید و من یاد کودکی هام افتادم و وبلاگی که درست

کردم!!!

پیش بینی : 1- کدبانو همچنان مشتری های خودش رو از دست خواهد داد 2- ساق دوش فعلا داره باکیفیت اندکی بالاتر از کدبانو شیرینی عرضه می

کنه 3- تا ببینیم کدبانو چیکار می کنه

انتظار : اصلا دوست ندارم که شیرنی فروشی دوران کودکی من ، یه روز نباشه! ای ول کدبانو! (من بی طرف بودم؟!)